پرشين وبلاگ
جزیره تنهایی
 

دوباره اومدم بعد از مدتها ....

اما این آمدن تنها یک دلیل داشت ...

خوشحالی این روزهای من وصف ناپذیره .... اگر چه که تا الان جز غم چیزی نصیبم نمیشد .

         

            دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد ......... جز غم که هزار آفرین بر غم باد

اما الان چند روزی هست که غم ، دست از سر من کشیده . فعلا که میتونم همین چند روز و

خوش باشم . چون میدونم که بزودی بازم به سراغم میاد .

           این مدت عمر ما چو گل ده روز است ......... خندان لب و تازه روی باید بود

نمیدونم چی بگم . فقط میخوام بدونه شب به یادش میخوابم . روز به خاطرش پا میشم .

شاید من و اون هیچ وقت به هم نرسیم .........البته شاید .

شاید هیچ وقت نتونم اونجوری که دوست دارم حرف دلمو بهش بزنم ، اگر چه که خودش خوب

میدونه چی میخوام بهش بگم .........

اما اینو ازش میخوام که هیچ وقت تنهام نزاره .

            

...

پيام هاي ديگران()        link        سه‌شنبه ۱۳۸٦/۱٢/٢۱ - asheghe tanha