پرشين وبلاگ
جزیره تنهایی
بی تو...

بی تو با خاطره هایت چه کنم؟...

خدمت هم تموم شد ...

...

پيام هاي ديگران()        link        یکشنبه ۱۳۸۸/۱٠/٢٧ - asheghe tanha

مهمانی غصه ها

مدتهاست که شبها وقتی همه جا تاریک است ؛ وقتی همه خوابند

مهمانی من شروع میشود . مهمانی غصه ها . مهمانی درد وکینه ها .

با سوخته ها و خاکستر آتش وجودم از مهمانهایم پذیرائی میکنم .

موزیک مهمانهایم ناله و سرگرمیشان ، شنا در اشک های جمع شده .

 

 آه ، چرا ؟ مگر چقدر از گرمای شعله های آتشی که به جانم افروختی

لذت میبردی که این طور بی رحمانه سوزاندیم ؟ تنها گناه من این بود که

تو را از جان و دل دوست داشتم و هنوز هم دارم . اما این توئی که در

عین ناباوری به من از پشت خنجر زدی . این تو بودی که با حرفهایت مرا

سوزاندی .

 

آه .. . من از تو قایقی مطمئن بر روی آب روان زندگی ساخته بودم و

خودم را در آن قایق سوار میدیدم . اما ای بیرحم . تو قایقم را شکستی

، بی وفائیت رؤیای اطمینان مرا به سراب تبدیل نمود . تو تنهائی و بی

کسی ام را دو چندان کردی ، نمیدانی که چقدر افسرده و پژمرده ام .

امشب کدامین ستاره را دست نشان کنم که با دیدن این ستاره به

یاد تو و به یاد خاطرات گذشته ام بیفتم ؟ تو چون ابری تیره آسمان صاف

دلم را تاریک کردی .

 

آیا به کدام دل میتوان اطمینان پیدا کرد ؟

به آن دل که مثل خورشید دارای شور و شوق است و تنها به وصال می اندیشد ؟

به آن دل که تب تند دارد و زود می بُرد ؟ یا به آن دل که با دست پس میزند و با پا پیش میکشد ؟

.............................................................................................

درد تاریکیست درد خواستن

رفتن و بیهوده خود را کاستن

سر نهادن بر سیه دل سینه ها

سینه آلودن به چرک کینه ها

در نوازش نیش ماران یافتن

زهر در لبخند یاران یافتن

زنهادن در کف طرار ها

گمشدن در پهنه بازارها

...

پيام هاي ديگران()        link        سه‌شنبه ۱۳۸۸/۱٠/٢٢ - asheghe tanha

فصل غم انگیزعاشقی ...

فصل غم انگیزعاشقی ...

                               از نو باید شروع کرد ...

خیلی سخته...

اینکه بدونی یکی خیلی دوست داره ، چون احساس مسؤلیتت بیشتر میشه و باید مواظب قلبی باشی که  امکان داره با اشتباهی آزرده بشه ...

همون قلبی که باید روش بنویسی : شکستنی است !!!

اما سخت تر از اون اینه که

یکی اونقدر ادعای دوست داشتن کنه که حتی لیلی و مجنون به عشق خودشون شک کنن .

اما تا اون معشوقه موقعیتش و مناسب تر از قبل میبینه عشقش و بزاره زیر پاش .

این نبود رسم وفا

این نبود رسم عشق بازی

جز این بود که هر موقع زنگ میزدی به من اشک تو چشمات موج میزد و صدات یه دنیا غم بود ؟؟ با حرفام بهت آرامش میدادم و خودمو همیشه در کنارت میذاشتم تا نکنه احساس تنهایی کنی ؟؟؟

اینو من نمیگم ..................................................................خودت بهم گفتی

اون شبی رو که گفتی مهریه من برای ازدواج با تو ١٠٠٠ شاخه گل رز یادته ؟؟؟

یا اون روزی که بهم گفتی توی وجود تو چیزی رو احساس کردم که در وجود هیچ آدمی نبوده ...

یادته بهت گفتم خیلی آدمای بهتر از من هستند با موقعیت های عالی از همه نظر ؟؟؟

گفتی که مزخرف نگو من فقط تو رو میخوام .

یا بهم گفتی حتی اگه نخوای با من ازدواج کنی میام کنیز خونت میشم که فقط بدونم کنارتم ؟؟؟

یادته ؟؟؟ از این حرفا زیاد بهم گفتی .... من در جواب فقط گفتم دوستت دارم چون فکر میکردم تکیه گاه محکمی دارم ...

هر روز ١٠٠٠ بار دعا میکنم که خدا یه بار دیگه تو رو ، رو در رو کنه بامن اما ...

یادته هر وقت پشت تلفن خودم و جلوت کوچیک میکردم میگفتی : میذارم با بوق حرف بزنی ؟؟؟

خیلی زود خودتو گم کردی ...

واسه خودم متاسفم که تو این انتخاب اشتباه کردم اگر چه که هنوزم با این بی مهری ها

دوستت دارم

 خرت از پل گذشت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

.............................................................................................

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد / وسعت تنهاییم را حس نکرد

در میان خنده های تلخ من / گریه ی پنهانیم را حس نکرد

در هجوم لحظه های بی کسی / درد بی کس ماندنم را حس نکرد

آنکه با آغاز من مأنوس بود / لحظه ی پایانی ام را حس نکرد

 

 

 

...

پيام هاي ديگران()        link        دوشنبه ۱۳۸۸/۱٠/۱٤ - asheghe tanha

 

امشب ای سرو من در کنار کیستی ؟

دوش بودی یار من ، امروز یار کیستی ؟

برده ای صبر و قرار از من رفتی از نظر

ای قرار جان و دل ، صبر و قرار کیستی ؟


...

پيام هاي ديگران()        link        دوشنبه ۱۳۸۸/۱٠/٧ - asheghe tanha