باز هم حسی قدیمی
حسی که هر چند کهنه شده اما هر وقت بهش فکر میکنم انگار که تازگیه بیشتری پیدا میکنه  .
حسی عمیق
حس دوست داشتن
هر چند که این حس همراه با کمی نفرت هم همراهه .
اما نمیشه ...
نمیشه حرف نفرت رو زیاد زد . آخه یه روزی اونو مثل خودم میدونستم . یه روزی اون بود و من .
هنوز هم فکر دوست داشتنش بهم آرامش میده . اما نمیدونم آیا اون تا بحال در مورد من فکر کرده بود ؟؟
آیا یه شب تا صبح به من فکر میکرد ؟؟
آیا شبونه یه شاخه گل مریم کنارش گذاشته بود تا ببینه چه حسی بهش دست میده ؟؟؟
آیا میدونست که هر جا میرم به خاطره اون میرم ؟
نه قطعا نمیدونست . قطعا هیچ حسی نسبت به من نداشت .. قطعا به من فکر نکرده بود .
اگر هم میدونست نمیخواست باور کنه .
                         مرا نصیب غم آمد ؛ به شادی همه عالم .......... چرا که از همه عالم محبت تو گزیدم
...........................................................................................................................
قصه من و غم تو
قصه گل و تگرگه
ترس بی تو زنده بودن
ترس لحظه های مرگه
ای برای با تو بودن
باید از بودن گذشتن
سر به بیداری گرفته
ذهن خواب آلوده من
 .................
کاش میشد صدای پاهات
بپیچه تو گوش دالون
طرف دالون بگرده
سر آفتاب گردونامون
کاش میشد دوباره باغچه
پر گلهای تو باشه
غنچه ی سفید مریم
با نوازش تو واشه
کاش میشد اما نمیشه
نمیشه بیای دوباره
نمیشه دستات تو گلدون
گلهای مریم بذاره
کاش میشد اما نمیشه
این مرام روزگاره
رفتنت همیشگی بود ؟؟؟
دیگه برگشتن نداره ؟؟؟

/ 14 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
.:: شب نقره ای ::.

زندگي به شکلهاي مختلفي داره به سمت ما تير بدگماني و بد ستيزي پرتاب ميکنه و ما اندر خم يک کوچه به فکر فرار از اين همه کوچه پس کوچه ايم / از خروسخون صبح تا شغالخون شب همش به فکر ساختن روياهاي زمان ساده گي و بي رنگي / غافل از اينکه آب رفته از جوی ديگه برنميگرده / سلام مهربون ! تو هم انگار هنوز گير همين چند رنگيها و فراز و نشيبهايي / فقط اميدوارم هر چه زودتر به ساحل آرامش برسي ...

sayeroshan

اگه دوستش داری نه به اندازه قديم ولی هنوز داری پس نفرت جايی نداره

سعید

سلام . ساده و بی آلايش مينويسی به وبلگ منم سری بزن و خوشحالم کن تا بعد...

بیتا

سلام .تنهايی وقتی که ديگر نبودم او به بودنم نيازمند شد وقتی که ديگر رفتم او به انتظار امدنم نشست وقتی که ديگر نمی توانستم دوستش بدارم او مرا دوست داشت وقتی تمام کردم او شرع کرد وقتی من تمام شدم او اغاز شد و چه سخت است تنها رفتن مثل تنها زيستن مثل تنها مردن وقتی که بودم نمی ديد مرا وقتی کع می خواندم نم يشنيد وقتی ديد که نبودم وقتی شنيد که نخواندم قربانت

راوي

سلام . دوست خوبم . اسم وبلاگت منو ياد آهنگ جزيره سياوش انداخت . واين آهنگ رو هم که نوشتی من ازش خيلی خاطره دارم ولی هميشه از يه قسمتش بدم مياومد . رفتنت هميشگی بود ديگه برگشتن نداره

ليلا دوستت دارم

رفتنت همیشگی بود ؟؟؟ دیگه برگشتن نداره ؟؟؟ خيلی قشنگ بود موفق باشی..به ما سر بزن

نگار

شايد توانست بار ديرعاشق شد و با صدای پرنده ها اواز خواند...شايدتوانست بار ديگر بوی گريه دو ابر عاشق را حس كرد..شايد توانست قدم بر بال پروانه گذاشت و هفت رنگ رنگين كمان را ديد ..ميگن گاهي خيلي زود دير ميشود..پس بيا تا باري ديگر از اين دير تر نشده باز هم عاشق شويم........اپم خوشحال ميشم بيای

اکبر

جدیدترین جوک ها و اس ام اس ها [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] جدیدترین جوک ها و اس ام اس ها [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] جدیدترین جوک ها و اس ام اس ها [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] منتظر حضور گرم شما دوست عزیز هستم خوشحال میشم سر بزنید