آشنای غریب

برو غریبه...

من تو تنهاییات باهاتم

هنوزم هر وقت دلت گرفت و اذیتت کردن اسممو ... فقط اسممو صدا کن

چون خودمو دیگه نمیبینی ...

من از اون بالا هوات و دارم

که نکنه وقتی کسی حرفی زد که تو رنجیدی یه گوشه بشینی و گریه کنی ...

آخه من درد رنجش دل رو کشیدم


برو و بدون  تو دلم رو شکستی

اما من واسه اینکه کسی دلت رو نشکنه باهات میمونم

نمیدونی دل شکستن چه دردی داره

نمیدونی خورد شدن جلوی یه نفر دیگه چه زجری داره


برو غریبه ...

قلبمو به درد آوردی

اما من باهاتم ... که نکنه یه وقت زمین بخوری و دستت خراش ببینه


برو غریبه برو اما بدون همیشه یک تکیه گاه داری

آخه من درد نداشتن تکیه گاه و کشیدم

میدونم اگر کسی پشت یارش رو خالی کنه چه زجری داره

واسه همین من همیشه تکیه گاهتم

همون تکیه گاهی که یه روز پشتش و خالی کردی ...


برو غریبه و خوش باش

چرا که راحت میتونی زندگیتو بکنی

حداقل میدونی که کسی به نام من دیگه اذیتت نمیکنه

خوش بودن تو آرزوی همیشه منه


برو غریبه ....

 

گریه هام بدرقه راهت


گلم برو به سلامت

 

/ 5 نظر / 7 بازدید
مینو

طلای گداخته جواهر می گردد مس چکش خورده سیم و سنگ حجاری شده مجسمه

hiva

خدایا صدای بی تجربه ام, بازتاب نعمتی است که عمری به پایم ریختی ... و من در حسرت یک لحظه ستایش شایسته توام

Sara

[چشمک][گل]کاش بمیرم تو یکی راحت شی ...[ناراحت]

مینو

پیشنهاد می کنم حتما مطالب این وبلاگ رو بخونی آروم میشی sazekhoda.blogfa.com