شام مهتاب

تو اون شام مهتاب کنارم نشستی.... عجب شاخه گلها برایم

شکستی....

قلم زد نگاهت ... به نقش آفرینی... که صورتگری را نبود اینچنینی....

پریزاد عشق رو مه آسا کشیدی....خدا را به شور تماشا کشیدی.....

تو دونسته بودی که خوش باورم من ... شکفتی و گفتی از عشق پرپرم

من

تا گفتم کی هستی ...تو گفتی یه بی تاب... تا گفتم دلت کو ....تو

گفتی که در یاب...

قسم خوردی بر ما که عاشق ترینی ..توی جمع عاشق تو صادق

ترینی...

همون لحظه ابری ، رخ ماه رو آشفت ...  به خود گفتم ای وای...مبادا

دروغ گفت  .....

.........................................

گذشت روزگاری ، از اون لحظه ناب ....که معراج دل بود ، به درگاه مهتاب....

در اون در گه عشق ،چه محتاج نشستم ، تو هر شام مهتاب به یادت

شکستم .....

تو از این شکستن خبر داری یا نه ، هنوز شور عشق رو به سر داری یا

نه ؟

تو دونسته بودی ، چه خوش باورم من ، شکفتی و گفتی ، از عشق

پرپرم من ...

تا گفتم کی هستی ..تو گفتی یه بی تاب...تا گفتم دلت کو ؟ تو گفتی

که دریاب....

قسم خوردی بر ما ، که عاشق ترینی ..توی جمع عاشق تو صادق

ترینی ....

همون لحظه ابری رخ ماه رو آشفت ....به خود گفتم ای وای ...مبادا

دروغ گفت.....

هنوزم تو شب هات اگه ماه رو داری ،

من اون ماه رو دادم به تو یادگاری.....من اون ماه رو دادم به تو

 یادگاری.......

/ 7 نظر / 6 بازدید
Sara

[گل] می شه لطفا من و با اسمه همین وبم لینک کنی پسل خاله ای ؟

الهی نظر خود بر ما مدام کن و این شادی خود بر ما تمام کن! و ما بر داشته خود نام کن! بر وقت رفت ، بر جان ما سلام کن بنده را از سه آفت نگاهدار: از وساوس شیطانی و از هوای نفسانی و از غرور نادانی تو توانگری و ما درویشیم!! برای عزیز رفته من ، زیبای من، نازنینم ...مثل تمام رفتگان کثل آقا بهروز دعا کنید

مینو

قبلیه هم من بودم حتما بخون: www.sazekhoda.blogfa.com