امشب ای سرو من در کنار کیستی ؟

دوش بودی یار من ، امروز یار کیستی ؟

برده ای صبر و قرار از من رفتی از نظر

ای قرار جان و دل ، صبر و قرار کیستی ؟


/ 3 نظر / 4 بازدید
امین

سلام .. من کیم اینجا کجاست ؟! (فکر کنم برای شروعی پرمحتوا کافی باشه !) [نیشخند] یا حق

امین

سلام .. ببینم گل پسر .. یعنی تو هنوز فرصت نکردی که بری خونه و سری به اینجا بزنی (؟!) به این میگن خدمت صادقانه [نیشخند] میدونی .. شرایطی این چنینی به آدم این اجازه رو میده که بتونه عاقلانه به مسائل اطرافش نگاه کنه .. هر چند که عاقلانه نگاه کردن به عشق کاری احمقانه است اما گاهی اوقات ، لازمه (!) چرا که آدم باید عاقلانه به عشقش نگاه کنه تا بتونه تشخیص بده که آیا معشوقه هم همین قدر عاشقانه به این رابطه نگاه میکرده یا ... خوب میدونی که عشق یک طرفه نهایتش شکسته و بقول خودت (عهد نابستن از آن به ، که ببندی و نپایی) و با وجود تمام اون امتحان هایی که کردی باز هم از خودت سوال کن .. واقعا چه چیزی میتونه مهم تر از معشوقه برای یک عاشق باشه (؟!) چیزی که باعث بشه اون دست از تمام زندگیش بکشه و بره ... برات آرزوی رسیدن به ثبات میکنم .. چیزی که خودم عجیب به دنبالش میگردم !! [زبان] یا حق

افسون

سلام ناشناس من به تازگي با وبلاگ تنها و غمگينت آشنا شدم. كه آيينه قلب شكسته و دل تنهاي توست. خواستم فقط بگم من هم همدرد تو هستم. من نيز به ناگه تنها گذاشته شدم. ولي خدا بزرگه و بندگان خالصش را از ياد نخواهد برد. مطمئن باش موفق باشي افسون