خوب من سلام ...

با اینکه تنهام گذاشتی ، اونم تو زمانی که واقعا بهت احتیاج داشتم ... اما هنوزم منتظر زنگت میمونم ... تا شاید دوباره اسم قشنگتو روی گوشیم ببینم

ولی ...

یا دیگه روت نمیشه برگردی یا اینکه واقعا دلت از سنگه که تنهام گداشتی ...

اون همه گریه اون همه زاری ... چه نیمه شبهایی که از دل تنگی بهم زنگ میزدی تا صدام و بشنوی و آروم بگیری ...

حالا صدای من برات آزار دهنده شده ؟

یادته چقدر گریه کردم ؟ اما گریه هام هم برات رنگی نداشت

همیشه سر نمازم واست دعا میکنم ، که خدایا :

دوباره اونو به من برسون و سر راهم قرار بده اما این بار ...

 

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی

                                         عهد نابستن از آن به ، که ببندی و نپایی

 

 

 

 

 

 

/ 2 نظر / 4 بازدید
hiva

امشب که یاد من نیستی بگذار برایت ترانه ای بخوانم از آدمکی برفی که در حسرتت آب شد و تو چشمهای خیسش را به آستین پیراهنت دوختی!!!

فرشته

خوب من سلام. مطلبت رو خوندم. ریبا و عالی بود به منم سر بزن. یا علی...